سایت جدید

منتشرشده: نوامبر 10, 2011 در نوشته های من

ازین به بعد دیگه اینجا چیزی نمینویسم.سایت جدیدم آنلاین شده.

برای خوندن چ

Advertisements

کوروش کبیر

منتشرشده: اکتبر 28, 2011 در نوشته های من
برچسب‌ها:, ,

سالروز کورش بزرگترین و آزادترین پادشاه تاریخ جهان خجسته باد

آبشار نیاگارا

منتشرشده: اکتبر 28, 2011 در نوشته های من
برچسب‌ها:

این واحد بالایی حمومش رو سر اتاق منه هر روزم ساعت هفت صبح حمومشون میگیره ،من حس میکنم زیر آبشار نیاگارا خوابیدم،در جوابش به صورت سیستماتیک پلی لیست متال و هارد راکم رو با صدای بلند پلی میکنم باشد که کلافه شوند.

در این پست میخواهم در مورد یک سری از طعنه های متداول و قدیمی پسر ها به دخترها  صحبت کنم.

عبارت های هم چون جیگرتو بخورم یا یه ماچ بده  یا بخورم تورو  و ازین دست طعنه ها.

ریشه ی این ها به نظر بنده در یک سری تفکیک های جنسیتی و سرکوب میل جنسی در جامعه ی جوان است،عقده ای که خود را در قالب این کلمات آشکار میکند.طبعاً آمار بالای خشونت و تجاوز علیه زن ها هم از طبعات همین جدایی هاست.

به امید جامعه ای به دور از عقده

سرشد نجومی فیسبوک،تعداد بالای کاربران و  مدیریت یک جوان خود ساخنه ی بیلیونر اون رو به یکی از سحر آمیز ترین کمپانی های دنیا تبدیل کرده.

اینجا ده نکته که احتمالاً شما راجع به فیسبوک نمیدانید نوشته شده

1.قبل از اینکه در سال 2007 صفخه اول فیسبوک دوباره طراحی شودصفحه ی ورودی فیسبوک  شامل تصویر صورت یک مرد که پشت مقداری کد صفر و یک  مخفی شده

این مرد شناخته نشد تا اینکه دیوید کرکپاتریک در کتاب خود به نام اثر فیسبوک  اعلام کرد که این یک تصویر دستکاری شده از آل پاچینو هنر پیشه معروف هالیوود بوده که توسط دوست مارک زاکربرگ طراحی شده بوده.

2.یکی از مواردی که در خود تارخچه فیسبوک پیدا نمیکنید مربوط به یک سیستم اشتراک فایل به نام wirehog که به دست مارک زاکربرگ و سه نفر دیگر برنامه نویسی شده بود

البته این سرویس قبل از اینکه فیسبوک رشد کند به دلیل مسائل حریم خصوصی و کپی رایت  کنسل شد.

3. اولین ورک نتورکهای فیسبوک شامل شرکت اپل و مایکروسافت بوده است که در سال 2006 اولین بار با فیسبوک همکاری کردند

4.فیسبوک و تخم های عید پاک،فیسبوک یک بار یک د در سایت خود قرار دار که با انجام یک سری حرکات روی کیبورد بک گراند صفحه به دایره های رنگی و شعله های رنگی تبدیل میشد

5.معنای حقیق poke  هیچوقت از طرف فیسبوک اعلام نشده است.

6.کاربران فیسبوک به طور میانگین صد و سی و پنج دوست ِفیسبوکی دارند

7.کارکنان فیسبوک سه وعده غذای مجانی دریافت میکنند و برای آنکه منوی غذا را ببینند لازم نیست حتی از پشت میز خود تکان بخورند،فقط کافیست  این صفحه را ببینند.

8.مارک زاکربرگ خود را یک فارغ التحصیل هاروارد  مینامد در صورتی که او تحصیلاتش را به پایان نرسانده.

9.کالیفرنیا  دارای تقریباً پانزده ملیون یوزر در فیسبوک میباشد که این مقدار برابر 41 درصد کل جمعیت ایالت میباشد.

10.یکی از کارکنان فیسبوک سک سوییشرت که مشابه سوییشرت مارک زاکربرگ بوده را به قیمت 4 هزار دلار در ای بی به فروش رسانده است.

یه مشکل  که تو پروفایل اکثر ایرانی ها دیده میشه این هست که وقتی میخوان دانشگاه یا دبیرستان محل تحصیل خودشون رو وارد کنن در قسمت class year سال ورود خودشون رو وارد میکنن  در صورتی که باید سال خروج رو وارد کرد.

وقتی سال ورود وارد بشه و شما هنوز محصل باشید، فیسبوک شما رو یک فارغ التحصیل در نظر میگیره و بالای پروفایل شما از کلمه studied که یک فعل گذشته هست استفاده میشه.

ولی اگر سال خروج وارد بشه   از فعل studies استفاده میکنه که زمان حال هست و این مفهوم رو داره که ما هنوز مشغول تحصیل هستیم.

آمپول

منتشرشده: اکتبر 19, 2011 در نوشته های من, دست نوشته ها
برچسب‌ها:, , , , ,

ای تجلی گاه علوم اطبا،ای معجزه ی کوچک ، ای زیبا روی،ای محقنة1،ای تیغ برّان،ای شیر غرّان،

ای آمــــــــــــپول….

مدتی است که میخواهم قلم به دست بگیرم و بگویم و بنویسم از درد قلبم،دردی که همانند آتشی در جنگل قلب من شعله ور است. میسوزاند جان مرا.چه روزگارانی بود آن ایّام که سرما همی میخورد مارا.و ما همی میخوردیم کپسول را و همی به تو میخندیدیم.گفته اند و شنیده ایم که اساس عداوت ز همان ایام بگذاشتی و به خواب بدیدی که قدحی گوارا ز خون من سر همی کشی.به یا دارم شبی سرمایی غول آسا چنان بر صحرای جانم خیمه زده بود که آتش از نهادم برخاسته و میسوزاند مارا تَبی سی و نه درجه ای که گایتون به مانند آن ندیده و ابن سینا ننوشته و بقراط نخوانده .امان از تو ای هیپوتالاموس که همی چون باکتری بدیدی و غره بشدی و تفکر بکردی که خواهی کشت آنها را، بدین آتش جانم بسوختی… گویی اگر تخم مرغی بشکاندی بر جبین این عبدِ عديم القيمة2 نیمرو بشدی در دم.نیمرویی که حکایت از آتش درون میکرد همی…

…وای بر تو ایهاَ لنیمرو

والده پایم در آب یخ مینهاد و پارچه نخگون ملقب به گاز را بر جبهه ی3 جانم مکان میداد.خنکای آن آب زلال هم بر این آتش کارگر نبود و همی میسوزاند مارا.

جرعه ای آب به من همی نوشاندند و استامینفنی همی بزدیم به امید شفا ولیکارگر نیامد…

صبح بشدی و شعشعه ی زر گونِ خورشید بدیدیم. به دست والد به دار الشفائه ی قریب به خانه ی درویشی پدری برده شدی…

مرا روی دوصندلی دراز کشان همی خوابانیدند و رفتند در پی رخصت من باب زیارت حکیم…

چهارصد تومانی بدادیم و داخل مكتب حکیم بشدیم و بنشستیم.و آنجا بود که تجویز شد همی پنی سیلینی عظیم و مخيف3

که ملیونین4 اندازه داشت و مترین طول….

با تضرع حکیم را گفتم :یا حکیم،بده کپسولی و درد را خاموش کن.بدین عذاب مرا دچار مکن…

جواب آمد همی برو بچه جان نظام5 داده ام بی حسی بزنند تورا همی.

ولی خود همی دانستم و در دل بگفتم که خودت را همی خری…

همی آمپول بگرفتیم و برفتیم بر تخت دراز کشیدیم،انتظاریست بسی دردناک،آمپول زن را پس کجاست؟،پس چر نمی آید؟

انتظار به پایان آمد و لحظه موعود فرا رسید و منتظر به عذاب دل برسید.

آمپول زنی بود میانسال که برق سبیلش طیاره ز آسمان می انداخت و خون چشمش گرگ را همی فراری میداد.اگر به قرص صورت رنگی مانده بود گویی آب بشدی و برفتی و صورت به مانند گچ بشدی.

آنجا بود که دیدمش…

.ابلیسی بود مهیب که مخزنی عظیم داشت و به سر تیغی بران به سان شمشیر آندوریل6

به یکباره سردیه دردناکی حس بکردی و بوی الکلی بس آزار ده..همی پمبه ی الکلین بود.

آن ناجوانمرد سپس ابلیس سر آهنی را بر جان من همی بزد.چنان میسوخت که چشمانم پر ز اشک شده بود…

به کل شاید ده چشم بر هم زدن بود ولی عمری بگذشت و روح بکاهید و اعصاب داغون بکرد و اشک همی درآورد…و هی بسوخت و بسوخت و بسوخت…و باز هم بسوخت…

بدان هنگامه بود که بی حسی همی اثر بکردی و پای چپ همی لنگ بشدی…

من باب ختام بگویم که روزی میرسد که انتقام از تو بر میگیرم یا آمپول و عَلم فتح و پیروزی بر میدان تو بر خواهم افراشت.

بیست و یک ذوالقعده هزار و چهارصد وسی و دو

نوزده اکتبر دو هزار و یازده

حسین الویلیام عرب زاده

——————————————————————————————————————-

1.آمپول

2.بی ارزش

3.پیشانی

4.دو ملیون

5.سفارش کرده ام

6.شمشیر آراگورن

بازگشت

منتشرشده: اکتبر 3, 2011 در نوشته های من

یه مدت نبودم دوباره میخوام بنویسم،اولین پست به زودی.

خودم این مطلب رو خیلی دوست دارم و اولین بار که شنیدم واسم جالب بود…کلا زنبور هارو دوست دارم

زنبور عسل

زنبور عسل

تاحالا به این فکر کردید که این همه زنبور نر تو کندو هست و یه ملکه چه طوری جفت خودشو انتخاب میکنه؟
ملکه وقتی بین 3 تا 5 روز سن داره، دور و بر کندو چرخ میزنه (تو ساعت های گرم روز) و نرها رو بررسی میکنه، نرها تو اون ساعت بیرون از کندو هستن،وقتی که ملکه به سن 7 تا 10 رسید اقدام به جفت گیری میکنه.حالا جفت گیریش به این صورت انجام میشه که ملکه از کندو خارج میشه بین صد متر تا چند کیلومتر فاصله میگیره از کندو و بعد به طور عمودی به سمت بالا حرکت میکنه،همه ی زنبور های نر کندو به دنبال ملکه پرواز میکنند،اولین نفری که به ملکه رسید عمل جفت گیری را انجام میده،وقتی زنبور نر جفت گیری میکنه یه قسمت هایی از بدنش رو تو بدن ملکه جا میذاره.این به همراه انقباض عضلاتش باعث مرگ زنبور نر میشه،زنبور نر بعدی که به ملکه میرسه اول بقایای نر قبلی رو خارج میکنه بعد جفت گیری میکنه، و همین عمل معمولاً تا هشت زنبور نر ادامه پیدا میکنه.ملکه وقتی به کندو بر میگرده آلت تناسلی آخرین نر رو تو بدنش داره،که زنبورهای کارگر ملکه رو تمیز میکنن وقتی که برمیگرده.زمان این فرایند بین 10 تا 30 دقیقه هست.ملکه تا سه روز پشت سر هم ممکن هست برای جفت گیری خارج بشه از کندو،اسپرم هایی رو که ملکه دریافت میکنه تو یه کیسه نگه میداره و تا آخر عمر ازونا استفاده میکنه.

یه فیلم از جفت گیری اونا البته اینجا ملکه اشتباه ارتفاعشو انتخاب کرده و گیر افتاده

یه سری اطلاعات عمومی نسبت به زنبورها از ویکی پدیا:
ملکه:ملکه معمولاً مادر تمامی زنبورهای موجود در کندو است. جنسیت آن ماده بوده و مهم‌ترین وظیفه اش تخم گذاری می‌باشد. ملکه‌ها و کارگرها از تخم‌های لقاح شده و نرها از تخم‌های غیر لقاح شده (هاپلودید) به وجود می‌آیند. طول بدن ملکه بسته به هر نژاد متفاوت می‌باشد. بال‌های آن کوچک بوده و خرطوم آن توانایی جمع آوری شهد گل‌ها را نداشته و درعوض دارای شکمی بزرگ‌تر از ماده‌های کارگر بوده و به طور طبیعی بیش از 5 سال می‌تواند زنده بماند. در زنبورداری تجاری به علت کاهش تخمریزی از سال دوم زندگی به بعد، بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمی‌شود. ملکه عسل در زمان شفیرگی گرده نمی‌خورد و بجای آن ژله رویال مصرف می‌کند و شفیره ای که از گرده تغذیه شود هیچگاه به ملکه تبدیل نشده و کارگر خواهد شد. ملکه تا آخر عمر توسط ژله روآیال تولیدی کارگران تغذیه می شود.
زنبور نر:زنبورهای نر در کندو تنها وظیفه بارور نمودن ملکه را دارند و دارای نیش نمی‌باشند. دارای سر و بال‌های بزرگ می‌باشند. توانایی جمع‌آوری شهد و گرده را نداشته و ۲۴ روز زنده می‌مانند.

زنبور نر در حجره‌های بزرگ‌تری نسبت‌به زنبورهای کارگر پرورش می‌یابند. تخمهای بارورنشده ملکه به زنبور نر تبدیل می‌شوند.